پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
45
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
قرب دريافت مقاتل از آياتى كه در آنها سخن از نزديكى ميان خدا و انسان است فاصلهاى را كه يك قرن بعد ذهن عرفانى در اسلام پيموده است نشان مىدهد . بعلاوه ما را بر آن مىدارد كه قرآن را با احتياط تفسير كنيم ، زيرا آنچه ما مسيحيان در آن مىخوانيم ، چنان كه طبيعى است ، لزوما آن نيست كه مسلمانان در آن مىيابند . متن اساسى قرب خدا آيهء مشهورى است كه همواره ، وقتى كه سخن از نشان دادن اين معنى به ميان مىآيد كه خداى قرآن خدايى نزديك به انسان است ، از آن ياد مىكنند : وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ( ق ، 16 ) . خدايى كه به انسان نزديكتر از رگ گردنش به اوست « آيا همان خداى نزديكتر از من به من » قديس اوگوستينوس نيست ؟ تفسير مقاتل ، هر چند بسيار كوتاه است ، ما را به ديد بسيار متفاوتى از امور حواله مىدهد . او مىگويد : « رگ گردن رگى است كه بسيار نزديك به دل است . و امّا « علم » پروردگار به دل نزديكتر از اين رگ به دل است . » يكى از روشهاى ثابت مقاتل در تفسير اين است كه كلمه يا اصطلاح هيچ گاه از سياق كلام جدا نمىشود و جداگانه مورد تعبير قرار نمىگيرد . مقاتل « نحن اقرب » را با توجه به ارتباط آن با جملهء قبلى مىخواند كه در آن دقيقا سخن از علم خدا به « وسوسههاى نفس » است . از اينجا يكى از چندين « عناصر ثابت تفسيرى » مقاتل كه به روش تفسير او قوّت و استحكام مىبخشد پا مىگيرد . از اين پس هر جا كه به نحوى سخن از نزديكى خدا به انسان است ، مقاتل تفسير واحدى را حفظ مىكند ، به اين معنى كه همواره ميان خدا و انسان واسطهاى مىگذارد . غالبا اين واسطه علم است كه در نظريهاى دربارهء صفات الهى ، كه ترسيم خطوط اوليهء آن از همين زمان آغاز مىشود ، رفته رفته متمايز از خدا مىشود « 38 » ؛ ولى ممكن است ، چنان كه در آيهء 85 سورهء واقعه مىبينيم ، اين واسطه فرشتهاى باشد : وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ ( ما از شما به او نزديكتريم ، هر چند شما ما را نمىبينيد ) . مقاتل در تفسير خود مىگويد : اين فرشته فرشتهء مرگ است كه براى گرفتن جان مىآيد . مقاتل حتى آيهء 7 سورهء مجادله را كه غالبا صوفيّه آن را به عنوان خبر نزديكى خود به خدا تلقّى مىكنند به همين معنى تفسير مىكند و مىگويد : ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ ، يعنى « علم او در نجوايشان با آنهاست » . متن ديگرى هست كه از آنچه گفتيم پرمعنىتر است ، زيرا در سياق سخنانى آمدهاست كه تماما اختصاص به ستايش صفات خدا دارد . ما اين دو آيهء قرآنى را در اينجا مىآوريم و تفسير
--> ( 38 ) از زمان حسين بن محمد النّجّار ، حضور خدا در جهان با علم و قدرتش را آشكارا در مقابل حضور او با ذات و وجودش عنوان مىكنند . نگاهكنيد به شهرستانى ، ملل ، ص 62 .